جیوهای که در ماهی است
آنچه پانزده سال مطالعه روی کودکان جامائیکایی مبتلا و غیرمبتلا به اوتیسم درباره چگونگی اندازهگیری یک مواجهه محیطی، و چگونگی فهمیدن اینکه آن را خوب اندازه گرفتهایم، به ما آموخت.
به قلم منوچهر حسابی، MD، MPH
وقتی خانوادهای میپرسد آیا ماهی روی میز شامشان ممکن است به کودکشان آسیب بزند، در ظاهر دارند یک پرسش ساده اپیدمیولوژیک میپرسند، اما در واقع از این پرسشها حرف میزنند: آیا مواجهه واقعی است؟ آیا پیامد واقعی است؟ و آیا مواجهه واقعاً پیامد را شکل میدهد؟
هر کدام از این سه پرسش از آنچه به نظر میرسد دشوارتر است. تیم ما در دانشگاه UTHealth هیوستون پانزده سال گذشته را با همکاران جامائیکایی روی برنامه پژوهش اپیدمیولوژیک اوتیسم در جامائیکا (ERAJ) کار کرده است تا با دقتی که قابل بازتولید باشد به این پرسشها پاسخ دهد.
ERAJ در واقع چه را مطالعه میکند
ERAJ کودکان خردسال جامائیکایی مبتلا به اختلال طیف اوتیسم را جذب میکند و هر مورد را با یک کودک با رشد طبیعی همسن و همجنس همسان میکند. ما چیزهایی مانند غلظت خونی جیوه، آرسنیک، سرب، کادمیوم، منگنز و آلومینیوم را اندازه میگیریم. همچنین آنچه کودکان میخورند، خانوادههایشان آب آشامیدنی را از کجا تهیه میکنند و کدام واریانتهای ژنتیکی را در خانواده گلوتاتیون S-ترانسفراز حمل میکنند را دستهبندی میکنیم؛ همان ژنهایی که دقیقاً به پاکسازی این نوع از سموم در بدن کمک میکنند.
پرسش محوری این نیست که «آیا جیوه اوتیسم را ایجاد میکند؟» این چارچوب چندین گام را نادیده میگیرد. پرسشی که ما در واقع میتوانیم به آن پاسخ دهیم باریکتر است: در میان کودکان مبتلا و غیرمبتلا به اوتیسم در این جمعیت مشخص، آیا جیوه خونی به نحوی که بتوانیم به مصرف غذای دریایی پیوند دهیم متفاوت است، پس از آنکه همه چیز دیگر را در نظر گرفتیم؟
سه عادت که پاسخهای ما را تغییر داد
سه الگو در میان مقالات ما تکرار میشود.
رژیم غذایی غالب است. کودکانی که خانوادههایشان غذای دریایی بیشتری میخوردند، غلظتهای جیوه خونی بهطور معناداری بالاتری داشتند، و الگوی دوز-پاسخ در مقاله غذای دریایی ما در سال ۲۰۱۳ و مقالات پیگیر آن سازگار بود. این اثر ظریف نبود. در مورد آرسنیک و کادمیوم نیز همین صادق است، جایی که منبع آب آشامیدنی و مصرف میوهها، غلات و سبزیجات همگی سطح خون را شکل میدهند.
ژنها آنچه مواجهه میکند را تعدیل میکنند. کار ما روی ژنوتیپهای GSTT1 و GSTM1 نشان میدهد که همان غلظت جیوه خونی، بسته به اینکه کودک کدام چندریختیها را حمل میکند، بهطور متفاوتی با اوتیسم همراه میشود. اپیدمیولوژی محیطی بدون ژنوتیپگذاری این موضوع را به کلی از دست میدهد. یک کودک با یک ژنوتیپ «در معرض اما سالم» به نظر میرسد، در حالی که یک کودک با ژنوتیپ دیگر «در معرض و آسیبدیده» به نظر میرسد، و میانگین این دو میتواند خنثی از کار درآید.
بیماریهای همابتلایی همراه سفر میکنند. اگزما، حساسیتهای غذایی و علائم گوارشی همگی در اوتیسم بیشتر دیده میشوند، و با همان چندریختیهای GST که اثرات فلز سنگین را تعدیل میکنند، تعامل میکنند. ما این را به صورت یک سری مقاله بین سالهای ۲۰۲۲ و ۲۰۲۴ منتشر کردیم. نکته این نیست که اگزما اوتیسم را ایجاد میکند. نکته این است که بینظمی ایمنی و ظرفیت سمزدایی فلز، ماشینآلات زیستی مشترکی دارند، و وانمود کردن اینکه این ماشینها در اتاقهای جداگانه کار میکنند، همان راهی است که به مقالات متناقض میرسیم.
«دقت» در حوزهای مانند این واقعاً چه معنایی دارد
دقت در این نوع پژوهش کسلکننده است. به شکل این چیزها در میآید:
- همسانی مورد-شاهدی که واقعاً همسان باشد. همسانی بر اساس سن و جنس کافی نیست اگر کودکان مبتلا به اوتیسم و کنترل از محلههای مختلف با آب متفاوت، دسترسی متفاوت به غذا و منابع مواجهه متفاوت بیایند. پروتکل همسانی ما عمداً پرهزینه است.
- تحلیل حساسیتی که میتواند شما را شرمنده کند. اگر اثر شما وقتی به کودکان با داده غذایی کامل محدود میشوید ناپدید شود، مقاله باید این را بگوید.
- بازتولید در جمعیتهای مختلف. ما چارچوب ERAJ را به یک گروه پاکستانی گسترش دادهایم و یافتهها را مقایسه کردهایم. اثراتی که بازتولید میشوند، همانهایی هستند که اهمیت دارند.
- هنجارهای نویسندگی که افرادی را که کار داده را انجام میدهند پاداش دهد. هر مقاله در ERAJ یک مقاله تیمی است. مدیر دادهای که متوجه شد سه مقدار غذایی گزارششده از نظر فیزیکی غیرممکن هستند، شایسته همان توجهی است که پژوهشگر اصلی که پرسش را چارچوببندی کرد، شایسته آن است.
چرا این موضوع خارج از حوزه ما اهمیت دارد
درسهای روششناختی از ERAJ به خارج از پژوهش اوتیسم نیز منتقل میشوند. این درسها برای هر پرسشی که در آن یک مواجهه محیطی پیامد رشدی را در کودکان شکل میدهد، و جایی که مواجهه، پیامد و زیستشناسی پیونددهنده آنها همگی بهطور نسبی مشاهده میشوند، کاربرد دارند. این موضوع شامل آلودگی هوا و آسم، مواجهه با آفتکش و رشد عصبی، و اختلال میکروبیوم و بیماری گوارشی میشود.
در هر مورد، پاسخ به «آیا X باعث Y در کودکان میشود؟» تقریباً همیشه این است: «تحت این شرایط، در این جمعیت، با این ژنوتیپها، وقتی این مسیرها را در نظر بگیریم، این چیزی است که دادهها میتوانند بگویند، و این چیزی است که نمیتوانند.»
این چارچوب کمتر از یک تیتر خبری ارضاکننده است. اما این همان چیزی است که دادهها واقعاً میتوانند پشتیبانی کنند. و در طول زمان، مقاله به مقاله، همان چیزی است که تغییر داده است که چگونه پژوهش مواجهه محیطی در رشد کودک را تفسیر میکنیم.
Rahbar MH, Samms-Vaughan M, Loveland KA, Ardjomand-Hessabi M, et al. (2013). Seafood consumption and blood mercury concentrations in Jamaican children with and without autism spectrum disorders. Neurotoxicity Research.DOI: 10.1007/s12640-012-9370-3
Rahbar MH, Samms-Vaughan M, Ardjomand-Hessabi M, et al. (2012). The role of drinking water sources, consumption of vegetables and seafood in relation to blood arsenic concentrations of Jamaican children with and without autism spectrum disorders. Science of The Total Environment.DOI: 10.1016/j.scitotenv.2012.07.059